2,3 ماهه که ننوشتم
با نام خدا و یاری اون خدای مهربون دوباره شروع کردم. اول از همه از دوستای خوبی که لطف داشتن و وبلاگ من و پسرم رو خوندن و نظر دادن ممنونیم ( من و پسرم ) از این همه لطف هم بسیار ممنون هستیم و عذر خواهی می کنم چند ماهی آپدیت نبودیم. مشکلات نذاشت ایشالا دیگه اینطور نشه. سلامتی و شادمانی رو برای همه مامانا و گلاشون از خدا خواهانم. پسر گلم 2 ، 3 ماهی شد که نیومدم بنویسم می دونی چرا ، چونکه پسرم از مدرسه می ترسید . خاطره و ذهنیت بدی روز دوم مدرسه برات پیش اومده بود . بعد از کلی مشورت با همه و کلی سختی که من و بابا کشیدیم الان که دارم می نویسم یک ماه و نیمه که با کلی ذوق و شوق و دوست داشتن می ری مدرسه.ایشالا همیشه در مدرسه آرامش داشته باش...











