amirhoseinamirhosein، تا این لحظه: 20 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

امیرحسین مامان

2,3 ماهه که ننوشتم

1390/10/25 23:16
نویسنده : مامان
249 بازدید
اشتراک گذاری

با نام خدا و یاری اون خدای مهربون دوباره شروع کردم. اول از همه از دوستای خوبی که لطف داشتن و وبلاگ من و پسرم رو خوندن و نظر دادن ممنونیم ( من و پسرم ) از این همه لطف هم بسیار ممنون هستیم و عذر خواهی می کنم چند ماهی آپدیت نبودیم. مشکلات نذاشت ایشالا دیگه اینطور نشه. سلامتی و شادمانی رو برای همه مامانا و گلاشون از خدا خواهانم.

ر

پسر گلم 2 ، 3 ماهی شد که نیومدم بنویسم می دونی چرا ،  چونکه پسرم از مدرسه می ترسید . خاطره و ذهنیت بدی روز دوم مدرسه برات پیش اومده بود . بعد از کلی مشورت با همه و کلی سختی که من و بابا کشیدیم الان که دارم می نویسم یک ماه و نیمه که با کلی ذوق و شوق و دوست داشتن می ری مدرسه.ایشالا همیشه در مدرسه آرامش داشته باشی.کلی بابا و من غصه می خوردیم ، ایشالا این خاطره های بد که تو ذهن من و بابا مونده تو ذهن خودت نمونده باشه.

ماه محرم عزاداری و سینه زنی داشتین تو مدرسه ،مامانا هم می تونستن بیان که واقعا عزاداری با این اخلاص تا حالا ندیده بودم چون همه سینه زنها بچه های پاک پیش دبستان تا پنجم دبستان بودن که چقدر روحانی بود.

اینم چند تا از عکسهایی که تونستم از مراسمتون بگیرم پسر گلم.

امیرحسینم بعد از سینه زنی ماه محرم در مدرسه

1

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)